نيكولو فالكوتچي فلورانسي بود و در سال 1411/1412 درگذشت. وي دايرةالمعارف پزشكي مفصلي بهشيوهٴ مدرسي تأليف كرد كه بيشتر از آثار اسلامي موجود به زبان لاتيني اقتباس شده بود (وي نه يوناني و نه عربي ميدانست). اين كتاب در هشت بخش است كه تنها هفت بخش آن نوشته شده، يا به چاپ رسيدهاست: 1) حفظ تندرستي؛ 2) تبها؛ 3) اعضاي سر؛ 4) اعضاي تنفسي؛ 5) اعضاي گوارشي؛ 6) اعضاي توليدمثل؛ 7) جراحي و شكستهبندي؛ 8) داروهاي ساده و مركب. عموماً از نويسندگان جديدتر (لانفرانچي، موندويل و كولياك) چشمپوشي شده، درحاليكه تعداد زيادي از ساير موٴلفان (قديم، عربي، اوايل سدههاي ميانه) بارها ذكر شده است. فالكوتچي شرحي بر
عبارات بقراط نوشت؛ ممكن است او نخستين موٴلف باشد كه امكان اشتباه جالينوس را مطرح كرد.
ياكوپو (جاكومو) دلاّ توره، يا ياكوپو دا فورلي منسوب به زادگاهش فورلي در اميليا، در اواسط سدهٴ چهاردهم زادهشد؛ در بولونيا منطق و پزشكي تدريس كرد؛ در سالهاي1399ـ1402 در پادوا تدريس كرد، آنگاه، به بولونيا بازگشت؛ در سال 1407 بار ديگر استاد دانشگاه پادوا شد؛ در سال 1414/1413 در همانجا از دنيا رفت. وي شرحهايي برآثار بقراط، جالينوس و ابنسينا نوشت كه شهرتي بسيار و طولاني يافت.
پيترو دارجلاتا اهل بولونيا بود؛ در بولونيا پزشكي تدريس ميكرد و در سال 1423 درگذشت. او در وهلهٴ اول جراح بود و رسالهٴ مشروحي در جراحي تأليف كرد و بيشتر از آثار پيشين (ابن سينا، كولياك و غيره) اقتباس شدهبود، ولي تجارب خودش را هم دربرداشت. اين كتاب حاوي مقدار زيادي معالجات است و بنابر معمول بخشي به بيماري زنان (مامايي) اختصاص دارد. هنگامي كه پاپ آلكساندر پنجم (پطروس كرتي) در سال 1410 در بولونيا از دنيا رفت، آرجلاتا به معاينهٴ جسد وي پرداخت، كه در رسالهاش شرح داده است.
اوگو بنتسي در حدود 1370 در سيينا زاده شده؛ در سال 1399 در پاويا، سال 1412 در بولونيا، سال 1420 در پادوا، سپس در فلورانس و سال 1430 بار ديگر، در پادوا پزشكي تدريس ميكرد. در شوراي فرارا شركت كرد و در سال 1439 در فرارا درگذشت. وي در زمرهٴ پزشكان دانشمندي بود كه معلوماتش بيشتر بهصورت آثار استادان پيشين عرضه شدهاست، از قبيل بقراط، جالينوس و ابنسينا. ولي تعدادي دستورنامههاي پزشكي هم از او در دست است كه مشاهدات ابتكاري وي را نشان ميدهد و رسالهاي درباب بهداشت فردي كه از نخستين آثار چاپشدهٴ ايتاليايي است (1481). احتمال دارد آن را به لاتيني نوشته و كس ديگري (يا خودش) به گويش توسكاني ترجمه كرده باشد. وي نخستين ايتاليايي نيست كه چنين رسالهاي نوشته، ولي اسلاف سالرنويي او به لاتيني مينوشتند و همشهري وي آلدو براندينو (سيزدهم ـ 2) به فرانسه نوشت. رسالهٴ او خيلي ابتكاريتر از مال آلدو براندينوست. وي دو پسر داشت،